تبليغاتX
من علی هستم

 


 


 

 

ای ایران ای مرز پر گهر 

 ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان

 پاینده مانی ، تو جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خاره ای ، من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام

 دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزش دارد این جان ما

 پاینده باد ، خاک ایران ما
سنگ کوهت در و گوهر است

 خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم

 بر گو بی مهر تو چون کنم
تا گردش جهان و دور آسمان بپاست

 نور ایزدی همیشه رهنمای ما است
مهر تو چون شد پیشه ام

 دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد ، خاک ایران ما
ای ایران ای خرم بهشت من

 روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم

 جز مهرت بر دل نپرورم
از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم

 مهر اگر برون رود تهی شود دلم
مهر تو چون شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

 پاینده باد خاک ایران ما  

 

+ نوشته شده توسط ali در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 14:29 |
سعدی در خانقاهی که اکنون آرامگاه اوست و در گذشته محل زندگی او بود، به خاک سپرده شد که در ۴ کیلومتری شمال شرقی شیراز، در دامنه کوه، در انتهای خیابان بوستان و در کنار باغ دلگشا است. این مکان در ابتدا خانقاه شیخ بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا می‌گذرانده و سپس در همانجا دفن شده‌است. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدین محمد صاحبدیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبره‌ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. در سال ۹۹۸ به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه شیخ ویران گردید و اثری از آن باقب نماند. تا این که در سال ۱۱۸۷ ه.ق. به دستور کریمخان زند، عمارتی ملوکانه از گچ و آجر بر فراز مزار شیخ بنا شد که شامل ۲ طبقه بود. طبقه پایین دارای راهرویی بود که پلکان طبقه دوم از آنجا شروع می‌شد. در دو طرف راهرو دو اطاق کرسی دار ساخته شده بود. در اطاقی که سمت شرق راهرو بود، قبر سعدی قرار داشت و معجری چوبی آن را احاطه کره بود. قسمت غربی راهرو نیز موازی قسمت شرقی، شامل دو اطاق می‌شد، که بعدها شوریده (فصیح الملک) شاعر نابینای شیرازی در اطاق غربی این قسمت دفن شد. طبقه بالای ساختمان نیز مانند طبقه زیرین بود، با این تفاوت که بر روی اطاق شرقی که قبر سعدی در آنجا بود، به احترام شیخ اطاقی ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه دو طبقه ارتفاع داشت. بنای فعلی آرامگاه سعدی از طرف انجمن آثار ملی در سال ۱۳۳۱ ه-ش با تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی در میان عمارتی هشت ضلعی با سقفی بلند و کاشیکاری ساخته شد. رو به روی این هشتی، ایوان زیبایی است که دری به آرامگاه دارد

عکسی از آرامگاه سعدی شیرازی


+ نوشته شده توسط ali در جمعه هجدهم فروردین 1391 و ساعت 12:15 |

+ نوشته شده توسط ali در شنبه پنجم فروردین 1391 و ساعت 0:30 |

پشت دریا ها شهریست که در ان پنجره ها رو به تجلی باز است

بام ها جای کبوتر هاییست که به فواره ی هوش بشری مینگرند

دست هر کودک ده ساله ی شهر شاخه ی معرفتیست

مردم شهر به یک چین و چنان مینگرند

که به یک شعله به یک خواب لطیف

خاک موسیقی احساس تورا می شنود و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باغ

پشت دریا ها شهر یست

که در ان وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحر خیزان است

شاعران وارث آب خردو روشنی اند

پشت دریا ها شهریست 

                                                                                سهراب سپهری

+ نوشته شده توسط ali در شنبه پنجم فروردین 1391 و ساعت 0:29 |
 



گوش كن، دور ترین مرغ جهان می خواند.

شب سلیس است، و یكدست، و باز.

شمعدانی ها

و صدادارترین شاخه فصل،‌ماه را می شنوند.

***

پلكان جلو ساختمان،

در فانوس به دست

و در اسراف نسیم،

***

گوش كن، جاده صدا می زند از دور قدم های ترا.

چشم تو زینت تاریكی نیست.

پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بیا.

و یا تا جایی، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

و زمان روی كلوخی بنشنید با تو

و مزامیر شب اندام ترا، مثل یك قطعه آواز به خود جذب كنند.

پارسایی است در آنجا كه ترا خواهد گفت:

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است كه از حادثه عشق تر است.

+ نوشته شده توسط ali در یکشنبه یازدهم دی 1390 و ساعت 19:43 |

تابلویی که مشاهده می کنید، اثر «» نقاش معروف اسپانیایی (قرن ۱۸) روایت کننده ی یکی از داستان های مشهور در است.

pantea «کوروش کبیر» و «پانته آ» | تاریخ ما Tarikhema.ir

در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «» آمده است :

هنگامی که پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به بزرگ عرضه می کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود . چون وصف زیبایی پانته آ را به گفتند ، درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند. و حتی هنگامی که توصیف زیبایی از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت.

پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد . اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست.. آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای از طرف به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند. می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت:

«سوگند به عشقی که میان من و توست، به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»

آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود، خود را کشت. هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد.. .

+ نوشته شده توسط ali در پنجشنبه یکم دی 1390 و ساعت 12:21 |
+ نوشته شده توسط ali در دوشنبه سی ام آبان 1390 و ساعت 10:47 |

+ نوشته شده توسط ali در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 و ساعت 10:42 |

بنر ما : سعید 07

+ نوشته شده توسط ali در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 و ساعت 17:51 |

امیر بندری ::: محتوي وبلاگ اميربندري منطبق با قوانين جمهوري اسلامي ايران مي باشد

بهشت جنوب

+ نوشته شده توسط ali در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 و ساعت 19:11 |


Powered By
BLOGFA.COM


سیاوش قمیشی - جشن میلاد
مرجع کد آهنگ : ميهن کد